اللهم عجل لولیک الفرج
یا علی مدد
 

استفاده‌از مچ بند و زانوبند ،ممنوع

+ نوشته شده در ساعت توسط ر ح ا ن ه  | 
درباره وبلاگ
************************
پروردگارا ، به من قلبی فرمانبردار،
گوشی شنوا ، ذهنی هوشیار ،
و دستانی ساعی عنایت فرما تا بتوانم
تسلیم رضایت گردم و آنچه را که به کمال
برایم خواسته ای بر دیده منت بپذیرم.
خدایا ، بر تمام عزیزانم برکت و
بهروزی عطاکن و صلح و دوستی
وآرامش برقلوب انسانهاحاکم گردان
************************
خبر آمد خبری در راه است...
سرخوش آن دل که از آن آگاه است...
شاید این جمعه بیاید...شاید...
پرده از چهره گشاید...شاید...
دست افشان، پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی پر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحن خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط امان من است
ای نگهت خاستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما...
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر، کدام کنج منا
ز شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را...
خبر آمد خبری در راه است...
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است...
شاید این جمعه بیاید...شاید...
پرده از چهره گشاید...شاید...
************************
بعضیا رو باید یهو از زندگیت
حذف کنی ،اگه به مرور باشه
زجرت میدن مثل کندن
چسب زخم ( ̲̅:̲̅:̲̅:̲̅[̲̅ ̲̅]̲̅:̲̅:̲̅:̲̅ )
از رو پوست که یهو میکنیش
و خلاص میشى
ღღღღღღღღღღღღღღ
وقتـــــی به عقب بر میگردی
متوجه میشی که جــای بعضیا
الان که تو زندگیت خالــی نیست
هیـــــچ ...
اون موقعشم زیــــادی بوده
ღღღღღღღღღღღღღღ
بعضی از زخم ها هست که
هر روز صبح باید پانسمانشون
رو باز کنی روش نمک بپاشی
تا یادت نرود دیگر سراغ بعضی
آدم ها نـــــــــباید رفت
ღღღღღღღღღღღღღღ
اونی که رفت اگه برگرده از
دوست داشتن نیست واسه
اینه که بهترشو پیدا نکرده
ღღღღღღღღღღღღღღ
تنهاییـ امـ را
با كسیـ قسمتـ نخواهمـ كرد
يکـ بار قسمتـ كردمـ
چندينـ برابر شد...!
ღღღღღღღღღღღღღღ
وقتی عشقت تنهات
گذاشت …
نگران خودت نباش که بدون
اون چی کار کنی،
شرمنده ی دلت باش
که بهت اعتماد کرد!!!
ღღღღღღღღღღღღღღ
محکم تر از آنم که برای تنــها
نــبودنم ،آنچه را که اسمش
را غــرورگذاشته ام
برایت بــه زمیـــن بکوبــم ؛
احـساس من قیمتی داشت
که تو برای پرداخت آن
فقیـــــــــــــــــــر بودی
ღღღღღღღღღღღღღღ
هر وقت گریه میکنم
ســــــــبک میشوم
عجب وزنی دارد
چند قــــــــطره اشک
ღღღღღღღღღღღღღღ
گاهی تنـــــــــــــــــهایی
آنقدر قیمت دارد
که درب را باز نمی کنم
حتی برای “تــــــــــــــــو”
که سالها منتظر در زدنت بودم
ღღღღღღღღღღღღღღ
دوستتـــــــــــ دارم
تکیه کلام توبود
و مــــــــــــــــــن
بی جهت به آن
تکیه کرده بودم!
ღღღღღღღღღღღღღღ
آهسته گفت :
"خدا نگهدارت"
در را بست و رفت
آدمها چه راحت ،
مسئولیت خودشان را
به گردن "خــــــــدا"
می اندازند . . .
ღღღღღღღღღღღღღღ
نه صدایش را نازک کرده بود ،
نه دستانش را آردی!
از کجا گرگ بودنش را
باید میدانستم ؟؟!!
ღღღღღღღღღღღღღღ
نه به دیروزهایی که بودی!!!
فکر می کنم
و نه به فرداهایی که
"شاید" بیایی ...
می خواهم امروز را زندگی کنم ...
خواستی باش ...
نخواستی نباش...
ღღღღღღღღღღღღღღ
بزرگترین حماقت انسان در زندگی،
لبخند زدن به کسی است
که حتی ارزش لگد هم ندارد!
ღღღღღღღღღღღღღღ
هـر کسی کـه بهت گـفت
دوسـتــــــــ دارم!!!
باور نـکــن
خیلی ها
میگن بارون و دوسـت داریـم ولـــی
با چتـر میرن زیـرش ..
ღღღღღღღღღღღღღღ
من سرم را بالا میگیرم!
چون بازی را به کسی باختم
که با خیانت برده بود . . .
ღღღღღღღღღღღღღღ
لعنت به بعضی آهنگا ..
بعضی خیابونا ..
بعضی حرفا ..
لعنتیا آدمو میبرن به روزایی که
واسه از یاد بردنشون
ویرون شدی !
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
نوشته های پیشین
تیر ۱۳۹۹
آذر ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
آرشيو
برچسب‌ها
یک معمای جالب ریاضی (2)
طرز تهیه سمنو (1)
پیوندها
پوشش
یااباصالح المهدی ادرکنی(عج)
قــــــــــــــــــرآن
نمـــــــــــــــــــــاز
هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شه
14 معصوم
بهار طبیعت
آموزش علوم
صلـــــــــــــواتی
تخصصی معماری
ژرنال سرا
پایگاه جامع وب های ایران
کلبه بهترین انتظار
آغاز كلام
آشتی با ریاضی
ریاضیات مادر علوم
انیمیشن علوم
نماز
مشق مهر
 
  BLOGFA.COM