13 رجب ...


ولادت امیرالمؤمنین(ع) (1)





اولین امام مؤمنین و خلیفة الله بلافصل بعد از رسول الله خاتم النبیین (ص) ، برادر ، پسر عمو ، وزیر و داماد او سید الوصیین امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع)

در روز جمعه 13 رجب در بیت الله الحرام ، داخل کعبۀ معظمه به دنیا آمد ، که قبل از او و بعد از او ، مولودی در آنجا به دنیا نیامده و نخواهد آمد .  (2)

اسم شریفش علی (ع) است .

صاحب کتاب الانوار میگوید : علی بن ابی طالب در کتاب خدا 300 اسم دارد . (3) مشهورترین القاب آن حضرت امیر المؤمنین است و

ابن شهر آشوب بیش از 850 لقب برای آن حضرت ذکر نموده است . (4)



القاب امیرالمؤمنین (ع)

مشهورترین کنیه های آن حضرت ابوالحسن (ع) است . اضافه بر اسامی و القابی که آن حضرت در کتابهای مختلف آسمانی به زبانهای مختلف دارند ...
چه اینکه آن حضرت نزد اهل آسمان معروف به شمساطیل است . در زمین جمحائیل ، در لوح قنسوم ، در قلم منصوم ، در عرش معین ، نزد رضوان امین است ، نزد حورالعین اصب است ،
در صحب ابراهیم (ع) حزبیل است ، در عبرانیه بلقیاطیس ، در سریانیه شروحیل ، در تورات ایلیا ، در زبور اریا ، در در انجیل بریا ، در صحف حجر عین ، در قرآن علی است . (5)


والدین امیرالمؤمنین (ع)

پدر والا مقام آن حضرت ، سید بطحاء حضرت ابوطالب (ع)  ، و مادر آن حضرت فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف ، بانوی حرم حضرت ابوطالب (ع) است
که انوار امامت و ولایت اولا از آن خزانۀ عصمت و گنجینۀ حیا و عفت به ظهور آمده و اولین هاشمیه ای است که چنین اختر فروزنده ای آورد .

آن حضرت نه تنها مادر امیرالمؤمنین (ع) بود بلکه بعد از وفات عبدالمطلب (ع) – که شش یا هشت سال از سن مبارک پیامبر (ص) گذشته بود و آن حضرت به ابوطالب (ع) سپرده شده بود –
فاطمه بنت اسد در حق پیامبر (ص) مادری می کرد و همیشه او را بر فرزندان خود مقدم می داشت و همه روزه از آن حضرت علامات نبوت را مشاهده می نمود
و پیامبر خدا (ص) آن حضرت را مادر خطاب می کرد .   (6)

همچنین بعد از رحلت حضرت خدیجه کبری (س) ، پیامبر (ص) فاطمه زهرا (س) را به فاطمه بنت اسد (س) سپردند .
ایشان برای آن حضرت مادری می کرد و در دامان عزت خود آن مستورۀ دو جهان را با دل و جان سرپرستی می کرد تا زمانی که از دنیا رفت .  (7)

آن حضرت در سال چهارم هجری در مدینه از دنیا رفت ، و در بقیع مدفون شد .
هنگامی که علی (ع) خبر فوت والده اش را به پیامبر (ص) دادند ، آن حضرت فرمودند : « او مادر من بود »
سپس امامه و لباسش را داد که فاطمه (س) را با آنها کفن کنند و خود حضرت بر پیکرش نماز خواند و چهل تکبیر بر جنازه گفت و فرمود :
« چون چهل صف از ملائکه بر جنازه اش نماز خواندند چهل تکبیر گفتم  » بعد در قبر خوابید و هنگام دفن او را تلقین فرمود و درباره او دعا کرد .   (8)


نور امیرالمؤمنین (ع) در اصلاب پدران

حدیث ولادت امیرالمؤمنین (ع) هم دلالتی بر صلابت ایمان فاطمه بنت اسد (س) مادر آن حضرت است .  (9)

نوری که از عرش پروردگار آمده بود ، در انیاء و اوصیاء یکی پس از دیگری منتقل شده تا به عبدالمطلب(ع) رسید و بعد آن نور دو قسم شد .
نوری در پیشانی مبارک عبدالله (ع) پدر بزرگوار پیامبر (ص) که آن نور بعدا به پیشانی آمنه (س) و سپس در صورت مبارک خاتم الانبیاء (ص) منتقل شد .
نصف دیگر نور در پیشانی مبارک ابوطالب (ع) قرار گرفت .

خداوند به ابوطالب (ع) چند فرزند عطا فرمود : عقیل ، طالب ، جعفر ، فاخته یا ام هانی ، جُمانه و علی امیرالمؤمنین (ع) .
هنگامی که خداوند علی (ع) را به ابو طالب و فاطمه بنت اسد (س) داد ، آن نور در صورت فاطمه بنت اسد (س) درخشندگی می کرد .


محل ولادت امیرالمؤمنین (ع)

مکان ولادت امیرالمؤمنین (ع) اشرف بقاع ، یعنی حرم است . اشرف اماکن حرم ، مسجد است ؛ و اشرف بقاع مسجد ، کعبه است .
مولودی جز آن حضرت در آن مکان به دنیا نیامده است ، آن هم در سید ایام ، روز جمعه ، در ماه حرام و در یبت الله الحرام !!   (10)

امیرالمؤمنین (ع) سه روز چشم مبارک را باز نکرد ، تا او را خدمت پیامبر (ص) آوردند . آنجا بود که چشم باز کرد .

آن حضرت فرمود : « او مرا مخصوص به نظر خود قرار داد و من او را مخصوص به علم خویش قرار دادم »  (11)

سپس آن حضرت را در آغوش کشید و به منزل ابوطالب آورد .  (12)


پیشگویی از ولادت امیرالمؤمنین (ع) (13)

جابر بن عبدالله انصاری می گوید : راهبی بود به نام « مثرم بن رعیب » که 190 سال عبادت کرده بود ، ولی حاجتی از خدا نخواسته بود .
روزی از خداوند خواست یکی از اولیائش را به او بنمایاند . خداوند متعال جناب ابوطالب را نزد او فرستاد و بعد از آن که راهب دانست این آقا چه کسی است ، ب
ه آن حضرت بشارت داد که ای ابوطالب ، خداوند پسری به تو عنایت می فرماید که او ولی خداست و اسم شریف او علی است .
هنگامی که او را درک کردی سلام مرا به او برسان و به او بگو که مثرم راهب ، اقرار می کند به وحدانیت خدا و به ولایت تو ، یا امیرالمؤمنین شهادت می دهد .

هنگام رفتن ، جناب ابوطالب (ع) خرما و انگور و انار بهشتی میل فرمودند و به منزل آمدند . فاطمه بنت اسد (س) آن با نوی حرم جناب ابوطالب (ع) هم خرمایی که پیامبر (ص)
به آن حضرت داده بودند میل فرمود . و به ابوطالب (ع) هم دادند و آن حضرت هم تناول فرمود .

پیامبر (ص) فرموده بودند که این خرما را کسی می خورد که مُقرّ به توحید و نبوت من باشد .


بعد از آنکه پدر ومادر آن حضرت میوه های بهشتی را میل فرمودند ، وجود حضرت مولی الموحدین علی بن ابی طالب (ع) پا به عرصه هستی و وجود نهاد .
و هنگامی که فاطمه بنت اسد (س) حامل آن وجود شریف شدند ، به زیبایی و نورانیت شان افزوده گشت .


انعقاد گوهر امیر مومنان(ع) (14)

هنگامی که وجود شریف آن حضرت در بطن فاطمه بنت اسد (س) قرار گرفت ، در مکه زلزله ای رخ داد . و قریش بت ها را به کوه ابو قبیس آوردند ، ولی زلزله بیشتر شد

و بت ها به روی افتادند . آنان به ابوطالب (ع) پناه بردند ، و آن حضرت بالای کوه آمد و فرمود :

« مردم ، در این شب اتفاق مهمی افتاده است . خداوند خلقی را آفریده که اگر از او اطاعت نکنید و اقرار به ولایت او ننمایید و شهادت به امامت او ندهید ،

این زلزله ساکن نمی شود . پس به اطاعت و ولایت و امامت او اقرار کنید .»


سپس در حالیکه اشک می ریخت ، دستان مبارک را بلندنمود و فرمود :

« پروردگار من و آقای من ، تو را می خوانم به محمدیّت پسندیده و علویّت بلند مرتبه و به فاطمیّت درخشنده ، و نور هایی که بر سرزمین تهامه به رحمت و مهربانی خویش لطف بفرمایی  »


دیگران آمین گفتند ؛ دعا که تمام شد ، زلزله پایان یافت . عرب ها در زمان جاهلیت ، تا گرفتار می شدند این دعا را می خواندند و گرفتاری برطرف می شد .


مادر امیر المؤمنین (ع) در کعبه

شب سیزدهم رجب ، بانوی بزرگوار ابوطالب (ع) احسا درد نمود ، ولی با قرائت نامی مخصوص آرامش پیدا کرد . هنگامی که جناب ابوطالب (ع) خواست
زنانی از قریش را برای کمک فاطمه بنت اسد (س) بیاورد ، از گوشه خانه ندایی رسید : « ای ابوطالب ، صبر کن چرا که دست نجس نباید ولی خدا را لمس کند »

صبح هنگام ، فاطمه بنت اسد (س) ندایی شنید : « ای فاطمه به خانۀ ما بیا » .

ابوطالب(ع) و پیامبر (ص) آن حضرت را به مسجد الحرام آوردند . عباس بن عبد المطلب که به همراه جماعتی در مسجد نشسته بودند دیدند که فاطمه (س)

وارد مسجد الحرام شد و در مقابل کعبه ایستاد و نگاهی به سوی آسمان نمود و چنین عرضه داشت :

« پروردگارا ! من به تو و به پیامبران و کتابهایی که از جانب تو آمده اند ایمان دارم . من کلام جدم ابراهیم خلیل را تصدیق می کنم و او بوده که این خانه را بنا کرده است .

تو را قسم می دهم و از تو می خواهم به حق کسی که این خانه را بنا کرد ، و به حق فرزندی که در شکم من است و با من سخن می گوید و با گفتارش با من انس می گیرد ،

و من یقین دارم که یکی از آیات و نشانه های توست ، که این ولادت را بر من آسان فرمایی
  » (15)

ناگهان حاضرین در مسجد الحرام دیدند که دیوار پشت آن قسمتی که درب کعبه واقع شده ، شکافته شد و فاطمه بنت اسد (س) داخل شد .

هر چه کردند قفل در کعبه را باز کنند ممکن نشد ، و دانستند که حکمت خداوند در کار است . (16)

فاطمه بنت اسد (س) می فرماید : هنگامی که داخل کعبه شدم دیدم حواء ، ساره ، آسیه و مادر موسی بن عمران (ع) و مریم مادر عیسی (ع) آمدند .

آنان به من سلام کردند « السلام علیکِ یا ولیة الله » و در مقابلم نشستند .

آنچه در ولادت خاتم الانبیاء (ص) انجام دادند در ولادت علی بن ابی طالب (ع) نیز انجام دادند ، چه اینکه فاطمه بنت اسد (س) در هنگام ولادت پیامبر (ص) حضور داشت
و به ابوطالب (ع) ماجرا را خبر داد . حضرت ابوطالب (ع) قبلاً به او فرموده بود : « سی سال صبر کن ، تا خدا مولودی را به تو عنایت کند مثل خاتم الانبیاء (ص) ، مگر در نبوت ؛
که وصی و وزیر او خواهد شد . » (17)


روز ولادت امیر مومنان (ع)

روز جمعه ، علی بن ابی طالب (ع) مانند خورشید ، بر روی سنگ سرخ در گوشه راست کعبه طلوع فرمود . همین که قدم بر زمین کعبه نهاد ، به سجده افتاد

و دست ها را سوی آسمان بلند نمود و فرمود :

« اشهد ان لااله الا الله و أن محمدا رسول الله و اشهد  ان علیا ولی محمد رسول الله (ص) ، بمحمد یختم الله النبوة و بی یختم الوصیة و انا امیر المومنین »


« شهادت می دهم که خدایی جز الله نیست و محمد (ص) پیامبر خداوند است و علی وصی محمد رسول الله (ص) است . به محمد نبوت ختم می شود

و به من وصایت کامل و تمام می شود و منم امیر المؤمنین »
(18)


سپس فرمود :«جاء الحق و زهق الباطل » :«حق آمد و باطل رفت »


در این هنگام که وجود سرا پا جودش پای بر این عرصه خاکی نهاده بود ، بتهایی که در کعبه بود به صورت به زمین افتادند و آسمانها نورانی شد .

شیطان فریاد برآورد : « وای بر بتها و بت پرستان از این فرزند ! »



سخنان امیرالمؤمنین (ع) پس از ولادت

آنگاه سلام بر زنان بهشتی نمود و حال آنان را پرسید . بانوان بهشتی او را در آغوش گرفتند و حضرت با آنان تکلم فرمودند .
هنگامی که حضرت حوا (س) او را در آغوش گرفت ، آن حضرت فرمود : « سلام بر تو ای مادر ، حوا ! » حوا (س) پاسخ داد : سلام بر تو پسرم ! .  
علی بن ابی طالب (ع) از حال حضرت آدم (ع) پرسید . حوا پاسخ داد : غرق در نعمتهای خداوند است و در جوار پروردگار متنعم است .
در این هنگام که آن حضرت داخل کعبه بود ، ابوطالب (ع) در کوچه و بازار صدا می زد : بشارت باد شما را که ولی خدا ظاهر شده است ، همان کسی که وصایت به او تمام و کامل می شود .  (19)

بعد از رفتن زنان بهشتی ، پیامبران الهی حضرت آدم ، حضرت نوح ، حضرت ابراهیم ، حضرت موسی ، حضرت عیسی (علیهم السلام) آمدند .

امیرالمؤمنین (ع) با دیدن آنان حرکتی نمود و تبسم نمود و آن بزرگواران بر حضرتش سلام کردند : « سلام بر تو ای ولی خدا و خلیفۀ پیامبر خدا ».

حضرت در جواب فرمود : « علیکم السلام و رحمة الله و برکاته » .

و جداگانه بر هر یک سلام نمودند . آن بزرگوارن یکی بعد از دیگری او را در آغوش گرفتند و بوسیدند و زبان به مدح او گشودند و رفتند .

سپس ملائکه آمدند و او را به آسمانها بردند و هر بار کلماتی مخصوص در فضایل و مناقب حضرت می فرمودند . (20)

فاطمه بنت اسد (ع) می فرماید : بار دوم در حالتی آن حضرت را آوردند که او را در حریر سفید بهشتی پیچیده بودند و به من گفتند :

« او را از چشم بینندگان حفظ کن که ولیّ ربّ العالمین است . بدان ! وارد بهشت نمی شود مگر کسی که ولایت او را بپذیرد و امامت و ولایت او را تصدیق کند .

خوشا به حال آن که تابع اوست و وای بر کسی که از او روی گردان شود . مَثَل او چون کشتی نوح است . هر که به آن پیوست نجات می یابد و هر که از آن بازماند غرق می شود و سقوط می کند . »


سپس در گوش او مطلبی گفتند که من نفهمیدم . بعد او را بوسیدند و برخاستند و بیرون رفتند و من ندانستم از کجا خارج شدند .   (21)  



سه روز در کعبه

فاطمه بنت اسد بعد از سه روز که مهمان الهی بود ، فرزند محترم و مبارک خود را در آغوش گرفته آماده خروج از کعبه شد که هاتفی غیبی چنین ندا داد :

« ای فاطمه نام این مولود را علی بگذار ، چرا که من خدای علی اعلی هستم . من نام او را از نام خود گرفته ام ، و او را ادب آموخته ام و امر خود را به او سپرده ام

و او را بر غوامض علم خود آگاهی داده ام . او در خانه من به دنیا آمده است . او اول کسی است که بر فراز خانه من اذان می گوید ، و بتها را می شکند ،

و آنها را از بالای کعبه به صورت می اندازد . خوشا به حال کسی که او را دوست می دارد و از او اطاعت می کند و او را یاری می نماید .

وای برکسی که بغض او را دارد و از او سرپیچی می کند و او را خوار می نماید و حق او را انکار می نماید
. » (1)



در این روز در هر محفلی سخن از ولادت این مولود مبارک و استثنائی بود ، بخصوص باز نشدن قفل در کعبه ، شکافته شدن دیوار کعبه در روز و دیدن آن توسط کفار ،

این مطلب را به صورت یک مسئله عمومی در آورده بود .



طلوع نور علی (ع) در آغوش پیامبر (ص)

صبح روز چهارم در مقابل دیدگان به انتظار نشسته ، ناگهان دیوار کعبه از مکان قبلی شکاف برداشت به حدی که فاطمه بنت اسد (س) با فرزند عزیزش از آنجا خارج شدند .

مردم همه نگاه می کردند و قبل از سوال کسی ، فاطمه بنت اسد (س) از بعضی وقایع داخل کعبه خبر داد و از عظمت آن مولود و غذاهای بهشتی و

اینکه نام این حضرت به ندای آسمانی علی (ع) است .

ابوطالب (ع) و پیامبر(ص) پیش آمدند و فاطمه بنت اسد (س) با مولود پیش آمد . حضرت مولی الموالی علی (ع) فرمودند : « السلام علیک یا اَبَة و رحمة الله و برکاته » .

ابوطالب (ع) فرمود : « و علیک السلام یا بُنَیّ و رحمة الله و برکاته .» و آن حضرت را در آغوش گرفت . (2)

امیرالمؤمنین (ع) چشمان مبارک به صورت پیامبر(ص) باز کرد و تبسم فرمود و خود را حرکتی داد و فرمود : « السلام علیک و رحمة الله و برکاته ، مرا در آغوش بگیر. »

پیامبر (ص) پاسخ سلامتی را داد و آن حضرت را در آغوش گرفت ، و بوسید دست در دست او گذاشت .


کودکی علی (ع) با پیامبر (ص)

امیر المؤمنین (ع) دربارۀ دوران کودکی خود و همراه بودن با پیامبر (ص) چنین می فرمایند :

« به هنگام کودکی ، پیامبر (ص) مرا به دامان می گرفت و به سینه می چشباند . غذا را می جوید و به دهانم می گذارد . از بوی خوش خویش به مشام جانم می بویانید .

او در گفتارم دروغ  و در کردارم اشتباه و نادانی نیافت . خداوند پیامبر (ص) را از هنگام شیر خوارگی با بزرگترین فرشتگان همراه کرد ، تا شبانه روز او را در راه بزرگواریها

و نیکیهای الم رهنمون باشد . من نیز از پیامبر (ص) پیروی می کردم ، چنانکه کودک شیرخواری از مادر فرمان می برد و از کردارهای او پیرویمی کند .

هر سال به کوه حرا میرفت و در این هنگام هیچ کس جز من او را نمیدید . »
(3)


-------------- پی نوشت1 ------------------

1- ارشاد مفید : ج 1 ، ص 5 . اعلام الوری : ج 1 ، ص 306 . تهذیب شیخ طوسی : ج 6 ، ص 19 . مصباح کفعمی : ج 2 ، ص 599. بحارالانوار : ج 97 ، ص 383 .
مستدرک حاکم : ج 3 ، ص 180 . مناقب خوارزمی : ص 12 – 13 . اسد الغابة : ج 5 ، ص517 . مصباح المتهجد : ص 741 ، 754 . کشف الغمة : ج 1 ، ص 59 .
مناقب ابن شهر آشوب : ج 3 ، ص 353 . زاد المعاد : ص 21.  

2-  حاکم در مستدرک می گوید : اخبار متواتر است در اینکه فاطمه بنت اسد (س) حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) را در داخل کعبه به دنیا آورده است . ج 3، ص 483 .
احمد بن عبدالرحیم دهلوی مشهور به شاه ولی الله ( پدر عبدالعزیز دهلوی که کتاب التحفه الاثنی عشریة را نوشته است ) در کتاب «ازالة الخفاء» می گوید :
اخبار متواتر است در اینکه فاطمه بنت اسد (س) امیرالمؤمنین (ع) را در داخل کعبه در روز جمعه  13 رجب 30 سال بعد از عام الفیل به دنیا آورده است ،
و کسی کسی قبل از آن حضرت و بعد از آن حضرت در آن مکان به دنیا نیامده است . الغدیر :ج6 ، ص 22 . زادالماد : ص 21 .
کلمات بزرگان شیعه در این باب زیادتر از آن است که در این مختصر ذکر شود . به جلد 6 الغدیر تحت عنوان « ولادة امیرالمؤمنین (ع) فی الکعبة » مراجعه شود .
مطالبی از کتب اهل خلافت که دلالت دارد ولادت امیرالمؤمنین (ع) درداخل کعبه بوده است : کتاب الحسین (ع) : ج 1 ، ص16 . مروج الذهب : ج 2 ، ص 2 .
تذکرة خواص الامة : ص 7 . الفصول المهمة : ص 14 . السیرة النبویة : ج 1 ، ص 150 . مطالب السئول : ص 11 . محاضرة الأوائل : ص 120 . نزهة المجالس : ج 2 ، ص 204
نور الابصار : ص 76 . کفایة الطالب : ص 37 .

3-  مناقب ابن شهر آشوب : ج 3 ، ص 319 .
4-  مناقب ابن شهر آشوب : ج 3 ، ص 321 .
5-  مناقب ابن شهر آشوب ، ج3 ، ص 319 .
6-   منتخب التواریخ : ص 113 .
7-  تلخیص از ریاحین الشریعه : ج 3 ، ص 3 ، 4 ، 5 ، 6 .
8-  منتخب التواریخ : ص 113 . اعلام الوری : ج1 ، ص 306 .
9- ریاحین الشریعه : ج 3 ، ص6  ، 7 .
10-  مناقب ابن شهر آشوب : ج 2 ، ص 200 .
11- مناقب ابن شهر آشوب : ج 2 ، ص 204 – 205 .
12-  کشف الغمة : ج 1 ، ص 59 .
13- مناقب : ج 2 ص 193  . روضة الواعظین : ج 1 ص 78 .
14- مناقب : ج 2 ص 196 ، روضة الواعظین ج 1 ص 79 . بحار الانوار ج 35 ص 11 .
15- مناقب : ج2 ص 198 ، امالی شیخ طوسی ص 706 ؛ بحار الانوار ج 35 ص 8-36 . آفتاب کعبه : ص 45 .
16 - اعلام الوری: ج1 ص 306 . ارشاد : ج1 ص 5 .
17 -  بحارالانوار : ج 35 ، ص 6 . روضة الواعظین : ج 1 ، ص 81 .
18 -  مناقب : ج 2 ، ص 198 .
19-  روضة الواعظین : ج 1 ، ص 79 . مناقب : ج 2 ، ص 198 . بحارالانوار : ج 35 ، ص13 .
20 -  علی (ع) ولید الکعبه : ص 32 .
21-  علی (ع) ولید الکعبه : ص 32 .

---------- پی نوشت 2 -------------------
1-  بحارالانوار : ج 35 ، ص 9 – 37 .
2-  مناقب : ج 2 ، ص 198 .
3- قسمت های آخر خطبۀ 234 ، نهج فیض الاسلام ص 802